۱۳۹۵ اسفند ۸, یکشنبه

خوانشی نو از انقلاب مشروطه (۲) - جنگ، شکست، قحطی

گزارش
تاريخ: PM 4:42:13 1395/8/23

خوانشی نو از انقلاب مشروطه (۲) - جنگ، شکست، قحطی

انقلاب مشروطه

انقلاب مشروطه


سلسله قاجاریه یک استبداد فئودالی را بر ایران حاکم کرده بود. دربار شاه، مدافع منافع اربابان زمین بود و حکمرانان وابسته به حکومت مرکزی، در حوزه‌های نفوذشان از هیچ فشاری به مردم دریغ نمی‌کردند... دهقانان مجبور به پرداخت مالیاتهای سنگین به دولت می‌شدند. هیچ‌گونه ارگان رسیدگی به دادخواهی‌های مردم وجود نداشت.

تاریخ بیداری ایرانیان ج 1ص 215، 216: « ”در دهات کرمان هنوز پولِ چوبِ حاکم، آنچه چوب برای سیاست و زدنِ مردم لازم است از مردم می‌گیرند، … مخفی نباشد که تمام صدمات و تحمیلات بر فقرا و زارعین و کسبه است، اغنیا و علما و خوانین و ملاکین راحت و آسوده‌اند ضرر بر بیچاره‌ها و عَجَزِه‌ها است“.

حکومت قاجار و دربار شاه به ابزار بی‌اراده‌ای در دست کشورهای استعمارگر روسیه تزاری و انگلیس تبدیل شده بود. سیاست خائنانه و ایران بربادده شاهان قاجار، بر موازنه مثبت بین استعمارگران و تأمین مطامع آنان استوار بود. هر امتیازی که توسط شاه به روسیه تزاری داده می‌شد، معادل آن، امتیازی به انگلیس واگذار می‌کرد. مثلاً در مقابلِ دادنِ امتیاز ایجاد بانک شاهنشاهی به انگلیس، امتیاز تأسیس بانک استقراضی به روسیه داده شد.

امتیازات به آلمان:

1264 شمسی: در زمان ناصرالدین‌شاه امتیازاتی به امپراطوری آلمان داده شد. از جمله دو کشتی از آلمان خریداری شد که در خلیج‌فارس توسط ملوانان آلمانی اداره می‌شد. علاوه بر آن یک مدرسه آلمانی در تهران تاسیس، و مذاکرات محرمانه‌ای برای ایجاد راه‌آهن در شمال ایران صورت گرفت. اما چون این اقدامات بدون موافقت روس و انگلیس بود، آنها با فشار روی دربار فاسد و شاه وابسته قاجار، لغو این قراردادها را خواستند و برای خود نیز امتیازات جدیدی طلب کردند.. و ناصرالدینشاه تمام آن خواسته‌ها را برآورده کرد.

به دنبال آن، انگلیس تقاضای امتیازات جدیدی کرد. از جمله، امتیاز کشتیرانی در رود کارون بود، که تجارت در خوزستان را در اختیار انگلیس می‌گذاشت، خواسته‌های دیگر انگلیس تأسیس بانک شاهنشاهی، حق انحصاری چاپ و نشر اسکناس در سراسر ایران، حق استخراج کلیهمعادن به مدت شصت سال بود که دولت قاجار همهاین امتیازات را به انگلیس داد.

همچنین بر اساس سیاست ذلیلانه موازنهمثبت، یک رشته امتیازات هم به روسیه داده شد که عبارت بود از: تأسیس بانک استقراضی، امتیاز ساخت جادهتهران انزلی، ساخت راه‌آهن جلفا به تبریز، اجازه کشتیرانی در مرداب انزلی، و کلیهرودخانه‌هایی که به دریای خزر می‌ریزند، و بالاخره، امضای موافقتنامه‌ای مبنی بر این که دولت ایران تا ده سال به ساخت راه‌آهن در ایران اقدام نکند! و همچنین به کسی هم اجازه ساختمان راه‌آهن در ایران را ندهد!

امتیازات داده شده به روسیه در حقیقت فهرست ننگینی از ذلت و خواری و بی‌ارادگی شاه و دربار قاجار و به تاراج دادن سرمایه‌های مردم ایران است:
سال 1258: امتیاز ساختمان خط تلگرافی استرآباد- چگیشلر

سال 1267: امتیاز شیلات بحر خزر از آستارا تا اترک
سال 1269: امتیاز بانک استقراضی روسیه.
سال 1270: امتیاز تأسیس بیمه و امور حمل و نقل ایران شامل ایجاد خطوط کشتیرانی در دریای خزر. امتیاز بهره‌برداری از بندر انزلی، احداث یک رشته راههای شوسه بین شهرهای ایران به روسیه داده شد.

سال 1279: اعطای امتیاز گمرکات شمالی ایران به روسیه.

م.س.ایوانف در تاریخ مشروطیت ایران می‌نویسد:
«قبل از جنگ جهانی اول، مجموعاً قریب به 164 میلیون روبل سرمایه‌های روسیه تزاری در ایران گذاشته شده بود.»

نتیجه سیاستهای ضدملی و ضدایرانی شاهان و دربار قاجار چه بود؟ تقدیم همه چیزِ سرزمین ایران به‌صورت امتیازات بی‌دریغ، به قدرتهای استعماری مثل روسیه و انگلیس بود. نتیجه بازشدن دست بیگانگان، در چپاول تمامی ذخائر میهن ما بود. به‌طوری‌که در کلیه امور سیاسی و اقتصادی و حکومتی عنان به استعمارگر داده شد.. شاهان قاجار به قدری در برابر استعمار مطیع و مُنقاد بودند که حتی این‌که بعد از شاه، جانشینی او به چه کسی می‌رسد را روس‌ها تعیین می‌کردند...

تاریخ مشروطه کسروی:

«پس از مرگ عباس میرزا بین رجال دولت و شاهزادگان قاجار بر سر انتخاب ولیعهد جدید اختلاف افتاد. گروهی ظل‌السلطان فرزند فتحعلیشاه را مناسب می‌دانستند و عده‌یی دیگر محمد میرزا فرزند عباس‌میرزا را. در سال 1213 شمسی روسیه سفیری به ایران فرستاد و اعلام کردکه طبق معاهده ترکمانچای سلطنت ایران باید در خاندان عباس‌میرزا موروثی باشد!.

مهمترین تاثیر اعطای امتیازات و حاکم کردن نفوذ بیگانه بر شئون مملکت، فشاری بود که بر دهقانان و مردم محروم می‌آمد. شاهزادگان، روحانیان، تجار و وابستگان حکومت، که صاحبان زمینهای بزرگ بودند، نوع محصولات دهقانان را برای تأمین مواد اولیه برای استعمارگران تعیین می‌کردند.. و با قیمت بسیار نازل از دهقانان می‌خریدند.»

فقر، خانمان دهقانان را برباد داده

صنعتگری ضعیف داخلی هم توان رقابت با کالاهای وارداتی شرکتهای خارجی را نداشت و صنعتگران دچار ورشکستگی می‌شدند. ملاکانِ رو آورده به تجارتِ کشاورزی، برای گرانتر شدن کالای خود به احتکار می‌پرداختند نتیجه، به وجود آمدن قحطی‌های مرگبار در دوره‌های پیاپی بود:
قحطی سالهای1239تا1240،
قحطی وحشتناک سالهای 1248 تا 1251،
قحطی سالهای 1257 تا 1259، و قحطی‌های پراکنده در سالهای بعد جان فوج فوج مردم ایران را می‌گیرد.

سیاحت نامه ابراهیم بیگ، نوشته زین‌العابدین مراغه‌یی: ”در تمام آن مملکتها که از ایران دیدم در هیچ بلادی آثار ترقیات، و تمایل به تمدن به نظرم نیآمد که بدان خوشوقت شوم... بَس که اهالی ناچار از مهاجرت به ممالک خارجه شده‌اند، شهرها خالی از مخلوق به نظر می‌آید. بدبختترین سکنه این مُلک، گروه مزدوران و فعله و حمالانند. بیچارگان باید یک روزکار کرده و یک روز پی تحصیل نان، دکان به‌ دکان بگردند تا شام بلکه بتوانند نیم‌من نان با پول خودشان به چنگ آورده نفقةعیال کنند. در کمال فراخسالی وبرکتِ آذوقه، سالهاست که این قحطی نان برقرار است. یک سال و دو سال نیست. بسیاری از اصحاب املاک در خونخوارگی چالاکتر از تابعان چنگیزند، گندم را در هرجا انبار کرده می‌پوشانند و برحال هموطنان افتاده رحمی نمی‌کنند“. (سیاحتنامه ابراهیم بیک صفحه 235-238)

آنچه که راجع به امتیازات گفتیم، خلاصه‌یی از امتیازهای اعطا شده توسط حکومت قاجار به دول استعماری بود، که در شرح آن به ناچار قدری از نظر زمان جلو رفتیم. حالا مجدداً به عقب‌تر برگردیم تا نگاهی هم به سیاست خائنانه قاجاریان در جنگها و در برابر لشکرکشی‌های ویران کننده استعمارگران بیندازیم. علت و زمینه این جنگ‌ها رو ما در برنامه اول با اشاره به پیدایش پدیده استعمار در اثر انقلاب صنعتی، و کشورگشایی‌های امپراطوریها و قدرتهای اروپایی‌ها به شرق و غرب به‌ویژه از راه دریاها، گفته‌ایم. ببینیم در این کشورگشایی‌ها چه کشاکشهایی بین استعمارگران در گرفت:
پس از انقلاب سال 1789 فرانسه، و روی کارآمدن ناپلئون، و کشورگشایی‌های او در اروپا و نزدیک شدن به شرق، فرانسه به قدرت شماره یک اروپا تبدیل شد و به رقیب اصلی روس و انگلیس در تصاحب مستعمرات آنان در شرق تبدیل گردید. فرانسه از یک‌سو برای پس گرفتن مستعمرات خود در هند، به انگلیس فشار می‌آورد، و از سوی دیگر تهدیدی بزرگ برای روسیه به‌شمار می‌رفت. این امر رقابت بین استعمارگران را در ایران افزایش داد. استعمارگران با طرح‌های پیچیده برای دفع یکدیگر و برای پیدا کردن نفوذ در ایران، عمل می‌کردند.. ، و سران قاجار در خواب غفلت به‌سر می‌بردند.

یک خیانت و مزدوری مفت و مجانی که فتحعلیشاه برای انگلیس کرد معاهده‌یی بود که در سال 1801 با انگلیس بست؛ و آن هنگامی بود که انگلیس تهدید حمله ناپلئون از طریق بنادر خلیج‌فارس و جنوب ایران به هندوستان را حس کرد. در آن زمان هنوز قدرت انگلیس در هند استحکام پیدا نکرده بود و از سوی ساکنان سند و پنجاب و ممالک میسور که هنوز استقلال داشتند در خطر تهاجم بود و پادشاه افغانستان هم هر سال با حملات خودش به هند خطرات عمده‌ای را برای حکومت انگلیسی هندوستان به وجود می‌آورد. بسیار طبیعی بود که وقتی انگلیس چنین نیازی به یک متحد دارد، ایران که خودش از طرف روسیه مورد تهدید تهاجم به قفقاز هست، بتواند امتیازات بسیاری از انگلیس در ازای اتحاد خودش با انگلیس بگیرد. اما فتحعلیشاه مجاناً و به‌طرز حیرت‌انگیزی تعهدات بسیاری سنگینی را به نفع انگلیس پذیرفت.

تعهدات اعطا شده فتحعلیشاه به انگلیس:

- هرگاه پادشاه افغانستان درصدد حمله به هند برآید، (ایران) به آن کشور لشکرکشی کند!. آن مملکت را ویران نماید. !…

- اگر قشونی از جانب فرانسویان در یکی از بنادر ایران بخواهد پایگاه یا مسکن اختیار کند، قشون متحد ایران و انگلیس به دفع ایشان بکوشد و نیز از راه دادن فرانسویان به سواحل و جزایر ایران خودداری نماید.

در سال1182 شمسی، 1802میلادی، روسیه تزاری برای گسترش قدرت و نفوذ خود و همچنین دفاع از منافع خود در برابر انگلستان که بر هند مسلط شده بود، به ایران حمله کرد و گرجستان را از ایران جدا کرد. و بعد به فکر امیرنشینهای قفقاز افتاد. انگلیس هم از جنوب به نفوذ در بنادر جنوبی ایران جهت تأمین حفاظت منافع خود در هندوستان و گسترش نفوذ خود در ایران مشغول شد و کوشید دامنه مستعمرات خود را تا مرزهای شرقی ایران توسعه داد.

. روسیه تزاری و انگلیس برای رویارویی با قدرت رو به گسترش ناپلئون، در سال 1804 اتحادیه‌ای علیه ناپلئون به وجود آوردند. پس از قرارداد روسیه تزاری و انگلیس، روسیه برای دست اندازی به مناطق شمالی ایران، دست باز پیدا کرده، تصمیم به تصرف امیرنشینهای قفقاز گرفت.

در این میان، شاهان فاسد قاجار، برای حفظ حکومت خود و چپاول مردم ایران، دائماً به قدرتهای استعماری می‌آویختند. فتحلیشاه قاجار هم به دامن ناپلئون آویخت تا فرانسه، در برابر روسیه که قصد تصرف امیرنشینهای قفقاز را داشت از او حمایت کند. ناپلئون که نفوذ در ایران را برای خارج کردن هندوستان از چنگ انگلستان می‌خواست، در عهدنامه‌یی که به اسم فن کُنشتاین معروف شد، ایران را به اقداماتی در جهت پیشروی خود برای دست انداختن به هند متعهد کرد.

بخشی از قرارداد فن کنشتاین: 1807 میلادی (اردیبهشت 1186 شمسی):
ماده هشتم این قرارداد دایر بر قطع رابطه ایران و انگلیس و اعلان جنگ فوری به بریتانیا و ممنوعیت همهکالاهای انگلیسی در ایران بود.

ماده نهم آن دایر بر اتحاد ایران و فرانسه بود در برابر هر جنگی که انگلیس و روس در آن علیه فرانسه و ایران شرکت نمایند.

ماده دهم: ایران تعهد نمود که افغانان و مردم قندهار را با ارتش خود متحد کرده و به متصرفات بریتانیا در هندوستان حمله‌ور شود.

اما با تغییر منافع استعمارگران و پیمان‌بستنهای پشت پرده آنان، این ایران است که تنها می‌ماند:
به‌زودی جنگ روس و فرانسه با شکست ارتش روس خاتمه یافت و میان ناپلئون و تزار روس صلح برقرار شد. ناپلئون و آلکساندر روسیه در یک عهد نامه دوستی پیمان بستند که در حمله و دفاع علیه ایران و عثمانی و انگلیس شریک یکدیگر باشند!. به این ترتیب فتحعلیشاه که به تعهدات خود در قبال فرانسه و علیه روس و انگلیس عمل کرده بود، چیزی بجز دشمنی دولتهای روس و انگلیس را برنیانگیخت.

در سالهای بعد روسیه و انگلیس مجدداً برای از بین برداشتن قدرت خطرناک ناپلئون متحد شدند و بالاخره ناپلئون را در سال 1812 شکست دادند.

وقتی عامل وحدت روسیه و انگلیس، یعنی فرانسه از بین رفت باز ایران صحنه رقابتهای استعماری روسیه و انگلیس شد. در سال 1812 میلادی برابر 1191 شمسی انگلیس برای جلوگیری از گسترش نفوذ روسیه و حفظ مستملکاتش در هندوستان پیمانی با دولت ایران امضا کرد و متعهد شد به‌منظور ادامه جنگ ایران با روسیه، به ایران کمک کند. انگلیس به این وسیله شاه قاجار را تشویق به جنگ با روسیه کرد و فتحعلی شاه در اجرای مطامع استعمار، بار دیگر بخشهای وسیعی از خاک ایران را از دست داد.

یک قرارداد ننگین:
قرارداد گلستان: 29شوال 1228 قمری، 1813 میلادی، :
شهرهای قراباغ، شروان، باکو، دربند، لنکران و قسمتی از طالش از خاک ایران جدا و به خاک روسیه منضم می‌شود..

ایران از همه دعاوی خود در داغستان، گرجستان، ارمنستان و ابخاز دست می‌کشد.

پانزده سال بعد در 1207 شمسی و 1828 میلادی این بار روسیه به بهانه اختلاف مرزی، جنگ با ایران را شروع کرد. از سوی دیگر انگلیس که از پیشرفت روسها نگران وضعیت هندو پاکستان شده بود، با تحریکات خود باعث شد تا آتش جنگ بین ایران و روسیه شعله‌ور شود.

یک قرارداد ننگین‌تر:
«قرارداد ترکمانچای:1207 شمسی: فوریه 1828 میلادی:
- شهرهای ایروان و نخجوان به روسیة تزاری واگذار می‌شود.

- ایران سی میلیون روبل نقره روسی نیز غرامت به روسیه می‌پردازد...

عجیب این است که شاهان قاجار نه تنها همه چیز ایران را برباد می‌دهند، بلکه رجال میهن‌پرستی را که برای قطع ایادی استعمار کمر می‌بندند را به قتل می‌رسانند!

بعد از مرگ فتحعلیشاه، استعمارگران انگلیسی تلاش کردند.. تا با حمایت از شاهزادگان و خوانین بزرگ محلیِ نقاط مختلف ایران، و به قدرت رساندن یکی از شاهزادگان که مطیع انگلیس باشد، بر دربار ایران مسلط شوند. اما یکی از رجال میهن‌پرست و ترقیخواه به‌نام میرزا ابوالقاسم فراهانی که سلطه انگلیسی‌ها را برنمی‌تابید، در برابر آنان قد علم کرد. قائم مقام، با از میان برداشتن شاهزادگان مزدور، یکی از فرزندان فتعحلیشاه به‌نام محمدمیرزا را به سلطنت رساند و با نفوذ خود برشاه، کنترل دستگاه حکومتی را در دست گرفت. تمامی تلاش میرزا ابوالقاسم فراهانی که به قائم‌مقام معروف شد، مقابله با نفوذ روس وانگلیس و بازگرداندن استقلال ایران بود. اما استعمارگران با یاری دربار فئودالی و آخوندهای ثروتمند او را از میان برداشتند.

زمانی که قائم مقام، نخست‌وزیر ایران شد همه چیز از هم پاشیده بود. از نظر نظامی ایران از روسیه شکست خورده بود. قراردادی بین ایران و روس به امضاء رسیده بود که متضمن تحمیل کاپیتولاسیون و همچنین تحمیل تجارت آزاد و اقتصاد درباز بود. بنیه اقتصادی ایران قابل‌توجه نبود، و قدرت ایستادگی در مقابل غارتگران را نداشت. و قائم‌مقام برای اصلاح همه این خرابی‌ها، عزم کرده بود.

بهترین راه شناخت یک رجل مردم‌دوست و بلند همت، آشنایی با مخالفان او و خائنانی‌ست که پیش از او همه چیز را در طبق تاراج گذاشتند. آنان را بشناسیم:
از سه نخست‌وزیر پیش از قائم‌مقام فراهانی، یکی میرزا شفیع، صدراعظم فتحعلیشاه بود که متمایل به انگلیس‌ها بود و در جانبداری از منافع انگلستان از فعالیت توپ ریزی فابویه فرانسوی برای ارتش ایران جلوگیری می‌کرد.

دیگری محمد حسین اصفهانی بود که او نیز طرفدار انگلیس بود و شخصاً از انگلیس حقوق می‌گرفت.  محمد حسین اصفهانی قرارداری با انگلیس منعقد کرد که بر اساس آن شاه دوازده‌هزار تومان رشوه گرفت و مقرر شد که سالی 200هزار تومان دیگر نیز بگیرد و منافع انگلیس را در جنگیدن با روس تأمین کند.

نخست وزیر دیگر که پیش از قائم‌مقام امور را در دست داشت آصف‌الدوله بود که او نیز تمایل به انگلیس داشت و در تمام دوران خود کاری جز خیانت به ایران نکرد و در زمان او ایران شکست‌های سنگینی در جنگ با روس خورد و قراردادهای ذلت‌بار بین ایران و روس بسته شد.
اما قائم‌مقام در مدت صدارت خود با سختگیری بسیار درصدد مهار کردن فساد درباریان و نظم و نظام بخشیدن به امور و مخالفت با نفوذ و سلطه قدرتهای استعماری روس و انگلیس در ایران برآمد.

برخی اقدامات قائم‌مقام فراهانی:
کم کردن حقوق شاه از خزانه دولت
حذف حقوق‌ بی‌مورد تملق گویان شاه
مخالفت با «تجارت «بی‌در».
مخالفت شدید با اجرای قرارداد کاپیتولاسیون
مخالفت شدید با قرارداد تجاری ضمیمه ترکمانچای
جلوگیری از تأسیس کنسولخانه روس وانگلیس به هر نحو ممکن.

قائم مقام: «آقای وزیر مختار روس! این قرارداد تحمیلی است! و من به «مردی و نامردی» در تخریب آن خواهم کوشید!» 

آخوندهای مرتجعی هم‌چون حاجی میرزا آقاسی، و میرزا نصرالله اردبیلی نیز قائم‌مقام را مانع مظالم و غارتگری خود می‌دیدند. بنابراین با درباریان فاسد و عمال بیگانه، و استعمار خارجی برای کشتن قائم‌مقام همدست شدند..
تاریخ ایران وانگلیس: «نامه وزیر مختار انگلیس، سرجان کمبل، وزارت‌خارجه انگلیس: «برای برانگیختن مردم و خرج کردن پول بین علماء و ملاها مبلغی در حدود 500 لیره لازم دارم. امام جمعه به من قول داده است که این پول را در موقع مناسب و به‌طور صحیح خرج کند.»
گزارش دوم وزیر مختار انگلیس به دولت انگلیس: «... . چند نفر از ملایان بالای منبر علیه او (یعنی علیه قائم مقام) به درشتی سخن گفته‌اند و هر کجا نام او و عمالش برده می‌شود، توأم با دشنام است. ...»
به این ترتیب استعمارگران با همدستی مزدوران و ملایان مرتجع و خائنی هم‌چون حاجی میرزا آقاسی، و میرزا نصرالله اردبیلی، پس از دسیسه‌چینی‌های لازم علیه قائم‌مقام سرانجام در 30ماه صفر 1251 برابر با 1836 میلادی شاه را به دستگیری و پس از پنج روز به قتل قائم‌مقام وادار کردند... محمدشاه او را به باغ نگارستان احضار کرد و در همانجا توسط اسماعیل خان قراچه‌داغی، رئیس فراشان خود، وی را به قتل رساند.

ناسخ التواریخ: قائم‌مقام به باغ نگارستان درآمد… بر حسب فرمان… . دژخیم ادوات نگارش او را گرفته از بالاخانه دلگشا فرود کردند.. و در بیغوله‌ای که حوضخانه خوانند محبوس داشتند و در شبِ سَلْخِ صَفَرَش (یعنی آخرین روز ماه صفر)، خپه (خفه) کردند...

ادامه ماجراها که به انقلاب انجامید را در برنامه‌های دیگر شرح خواهیم داد.

خوانشی نو از انقلاب مشروطه (1) - امتیازات استعماری

گزارش
تاريخ: PM 9:41:46 1395/8/17

خوانشی نو از انقلاب مشروطه (1) - امتیازات استعماری

خوانشی نو از انقلاب مشروطه

خوانشی نو از انقلاب مشروطه

پیشگفتار:
صد تجربه و صدها درس در مشروطه نهفته است.
چراغ‌های آن تجربه‌ها را روشن کنیم تا در پرتو آن، گامهای باقیمانده امروز خویش را برای رساندن ایران و مردم ایران به سرمنزل آزادی محکمتر و مصممتر و بلندتر برداریم.

در این سلسله مقالات تاریخی، برگهای کتاب تاریخ مشروطیت را ورق می‌زنیم. برای خواندن داستان آن انقلاب، برای شناختن واقعیت آن انقلاب، و خواندن تجربه‌ها و درسهای آن، از صد سال پیش باز هم به عقب‌تر می‌رویم تا زمینه‌هایانقلاب مشروطه را بشناسیم. این تحقیق با مطالعه‌ی حدود 300 کتاب از کتب تاریخ مشروطه نوشته شده است

***
بخش اول
آتش مشروطه:
پیدایش آتش در تکامل زندگی بشر در روی زمین، یک رخداد بزرگ است. رخدادی بزرگ که جرقه تمامی پیشرفتهای زندگی ما را سبب شده است. انقلاب مشروطیت هم در زمینه خود از یک آتش حکایت دارد.

روز چهارده مرداد که روز امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه قاجار است، تنها یک روز نمادین برای بزرگداشت آن انقلاب است. برخی، مبدأ ماجراهای آن انقلاب را به شعله‌های یک جنبش با موضوع «تنباکو» مرتبط می‌دانند.

اما بی‌شک خشم و نفرت تاریخی مردم ما که قرنها نیزه ستم جباران و شاهان قدرقدرت و استعمار خارجی را به سختی چشیده بودند، به نقطه سرریز شدن رسیده بود. زمینه‌ساز این جوشش انقلابی را باید در تلاش روشنفکران وطن‌دوستی مشاهده کرد که حتی از بذل جان برای بیداری ملت ایران کوتاهی نکردند... چهره‌هایی هم‌چون میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی  و امیرکبیر، البته این جنبش بیداری همزمان با اخباری  که از دیوارهای استبداد می‌گذشت و تحولات دنیای بیرون را به گوش مردم می‌رساند، جوش و خروش بیشتری می‌یافت.

تحولات دنیای بیرون چه تحولاتی بود؟
ـ انقلاب صنعتی انگلستان در نیمه اول قرن هیجدهم
ـ استقلال آمریکا 1783
ـ انقلاب کبیر فرانسه 1789
در این تحولات، نظام ملوک‌الطوایفی، حاکمیت شوالیه‌های زمیندار، و حکومت‌های مبتنی بر چپاول ثمرات کار دهقانان، یک به یک در اثر انقلاب‌های آزادیخواهانه ملتها سقوط می‌کنند.

یک خواسته در دنیا، حرف جدید است: شرکت عامه مردم در سرنوشت خودشان. اما چه تحولاتی مبنای این خواست شده؟

توسعه شهرها، گسترش بازرگانی، تحول پیشه‌ها و صنعتگری از قرن 16 تا اواسط قرن 17 مناسبات بسته ارباب رعیتی (یا فئودالی) را مورد تهاجم قرارداد و باعث ظهور دو طبقه جدید، یکی طبقهسرمایه‌دار و دیگری طبقه کارگر شد. این تغییرات انقلاب‌هایی را در اروپا علیه نظامهای استبدادی و ارتجاعی باعث شد. انقلاب آلمان و هلند در قرن شانزدهم، و سپس انقلابهای انگلستان و انقلاب کبیر فرانسه کشتی فرسوده فئودالیزم را به گل نشاند.

این تغییرات بدون تغییر در افکار غیرممکن بود. فکر آزادی از ستم استبداد و تعیین سرنوشت توده، توسط خود آنها، در اکثر کشورها رواج پیدا کرد. اندیشه‌پردازان ترقیخواه، روشنفکرانی چون ولتر و مونتسکیو، سلطنت مطلقه و امتیازات طبقاتیِ اشراف و کلیسای همدست آنان را مورد انتقاد قرار دادند و فکر مساوات (میان اشراف و بورژوازی) را پیش کشیدند. مونتسکیو متفکر فرانسوی، سلطنت مشروطه را به‌عنوان رژیمی بهتر از استبداد فئودالی در جامعه خواند.

همه چیز در حال نو شدن بود. رشد جمعیت شهرها، پیدایش طبقات جدید، و تغییرات در شیوه تولید و شیوه زندگی، بدون شک همپای خود تغییراتی در افکار و عقاید را نیز به همراه می‌آورد.

این افکار نو چه بودند؟
از آنجا که کلیسا بزرگترین زمیندار در نظام فئودالی بود و در قرون وسطی مانع پیشرفت علوم و افکار شده بود، طبیعی است که با تحول در روشهای زندگی و شکل زندگی و طبقات جدید در جامعه، جنبشهای فکری نوین، و روشنفکران بورژوازی، بنیادهای فکری کلیسا را مورد تهاجم قرار بدهند. در حقیقت بورژوازی شکوفان در شرایط تاریخی جدید باید احکام ظریفتر و پاکیزه‌تر و اشکال مؤثرتری از آنچه اندیشه پردازان کلیسای فئودالی به‌کار می‌بردند به جامعه عرضه می‌کرد و برای تضمین حاکمیت خود وسایل زیرکانه‌تری ابداع می‌کرد.

جنبش اصلاح یا رفرماسیون در قرن شانزدهم:
یکی از معروفترین جنبشهای فکری قرن شانزدهم، جنبش رفرماسیون در آلمان بود. مارتین لوتر کشیش اصلاحگر و مؤسس مذهب پروتستان، ابتدا از محافل ثروتمند آلمان دعوت کرد تا در برابر سلطه روحانیت کاتولیک، در آلمان به مقاومت برخیزند. توده‌های مردم هم به آیین مذهبی لوتر امید بستند چرا که آنها به رفرماسیون، بیشتر به‌عنوان تقاضایی برای آزادی اجتماعی می‌نگریستند. این جنبش که به‌تدریج به یک پیکار بزرگ با حمایت دهقانان تبدیل شد توسط فئودالها سرکوب شد. اما نتایج شگرفی در ضربه زدن به نظام فئودالی در اروپا به بار آورد. و نقش بسیاری در آگاهی توده‌ها و در شکستن اعتقادات جزم فئودالی و ضرورت نوخواهی و نواندیشی و طلب آزادی به‌جا گذاشت.

انقلابهای بورژوایی:
انقلابهای بورژوایی در قاره اروپا به سقوط فئودالیسم در شماری از کشورها انجامید. پیشرفت سرمایه‌داری، و افزایش تولید، پدیده نوینی را باعث شد: استعمار. چرا که رشد تولید و افزایش کالا، بازارهای مصرف کالا را می‌طلبید بنابراین کشورهای پیشرفته، به حوزه‌های صدور کالا نیازمند شدند. به همین خاطر شروع کردند.. به تبدیل کشورهای جهان سوم به مستعمره و نیمه مستعمره، و یا مناطق نفوذ، جهت تأمین بازار مصرف کالاهای خود، و همچنین تأمین مواد خام و اولیه. در ادامه همین وضعیت جنگهای خیلی زیادی بر سر اشغال سرزمینهای همدیگر بین قدرتهای سرمایه‌داری در گرفت.

وضعیت ایران
تاریخ مشروطه. احمد کسروی: «از سال 1157 هجری شمسی که کریمخان در زند درگذشت تا سال 1212 که فتحعلیشاه بدرود حیات گفت پنجاه و اندی سال بود و در این زمان کم، در اروپا تکانهای سختی پیدا شده… از شورش فرانسه و پیدایش ناپلئون، و جنبش توده‌ها، و پیشرفت فن جنگ. و پدید آمدن افزارهای نوین. و مانند اینها. و در نتیجه آنها دولتهای بزرگ و نیرومندی پیدا شده بود. کشور ایران از این تکانها و دیگرگونی‌ها بی‌بهره و ناآگاه مانده… با شیوهکهن خود به‌سر می‌بردند».

نفوذ انگلیس
در قرن 17 استعمارگران انگلیس موفق شدند هلندیها را از هند اخراج کنند. به این ترتیب در جنوب ایران یک قدرت استعماری پیدا شد. در شمال ایران نیز روسیه تزاری، رقیب این همسایه جنوبی بود. بعد از اردو کشی سپاهیان ایران به هرات در سال 1856 و جنگ انگلیس و ایران که متعاقب آن به مدت یک‌سال طول کشید، انگلستان تلاش خود را برای نفوذ به ایران و تبدیل آن به یک کشور مستعمره، آغاز کرد. رقابت استعماری بین روسیه و انگلیس در ایران، به پیدایش امتیازات خارجی، و تأسیس بانکهای خارجی منجر شد. همچنین از کشاورزی ایران برای تأمین احتیاجات حکومتهای استعمارگر استفاده می‌شد. و ایران به زائده کشاورزی و مواد خام آنان مبدل گردید.

برای درک دقیقتری از ماهیت و عملکرد شاهان قاجار در برباد دادن سرمایه‌ها و خانمان مردم ایران ذکر یک تاریخچه از امتیازات اقتصادی اعطا شده به دول و شرکتهای خارجی، ضروری است. نگاهی کوتاه به این تاریخچه بیندازیم.

امتیازات خطوط تلگرافی انگلستان در ایران:
استعمار انگلیس، برای حفظ سلطه خود بر هندوستان، و افزایش نفوذ خود در ایران، نیاز داشت که امتیاز تلگرافی در ایران به‌دست آورد. بنابراین در سال 1241 شمسی (دسامبر 1862میلادی) ناصرالدین‌شاه را مجبور کردند.. که معاهده تلگرافی انگلیس و ایران را امضاء نماید.

اداره انگلیسی تلگراف هند و اروپا، امتیاز ساختمان و استفاده از خط تلگرافی خانقین- تهران- بوشهر را به‌دست آورد. در بوشهر این خط به کابل تحت البحری، یعنی زیردریایی انگلیس وصل می‌شد. در اواخر 1248 شمسی یا 1869، دولت قاجار به‌خاطر ساختمان این خطوط تلگرافی که تحکیم سلطه انگلیس را برآورده می‌کرد، 48000لیره انگلیس به انگلستان مقروض شد که ناصرالدین‌شاه آن را از کیسه مردم ایران در طول 20 سال پرداخت کرد.

مخفی نماند که تمامی بودجه و مخارج این قراردادها را عوامل حکومت با فشار و خشونت بسیار از گلوی مردم ایران بیرون می‌کشیدند.

اداره این خطوط تلگرافی و تلگرافخانه‌ها، توسط انگلیسی‌هایی که از حقوق اتباع خارجی بهره‌مند بودند، اداره می‌شد. بنابراین حکم جزیره‌هایی از سرزمین یا دولت انگلستان در ایران داشتند. به همین دلیل از این تلگرافخانه‌ها به‌تدریج برای تحصن، یا بست نشستن استفاده می‌شد، به‌عنوان وسیله‌ای برای تحکیم نفوذ سیاسی انگلستان مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

این فقط شرح امتیاز تلگراف، آن هم فقط به یک کشور یعنی انگلیس بود. به امتیازاتی از این سلسله امتیازات بی‌شمار و ایران بر باد ده بپردازیم.

اعطای یک‌باره یک رشته امتیاز به انگلستان!
امتیاز راه‌آهن- نفت- بهره‌برداری از جنگلها- احداث کانالها، و آبیاری:
تیر ماه 1251: ژوئیه 1872: ناصرالدین‌شاه، امتیاز هفتاد ساله حق انحصاری راههای آهن و خطوط تراموا، و بهره‌برداری از نفت و سایر منابع تحت‌الارضی باستثناء طلا و نقره و سایر سنگهای گرانبها، و همچنین حق بهره‌برداری از جنگلها، احداث کانالها و چاهها و به‌طور کلی، تمام امور مربوط به آبیاری را به بارون رویتر تبعه انگلستان واگذار کرد.

علاوه بر این رشته امتیازات، که در حقیقت بخش عظیم امور تولید اقتصادی ایران را در برمی‌گیرد، اعطای امتیازات باز هم ادامه می‌یابد:
امتیاز گمرکات:
ناصرالدین‌شاه، در مقابل دریافت 20 هزار لیره استرلینگ، اداره همه گمرکات کشور را تا مدت 20 سال به بارون رویتر انگلیسی واگذار کرد. و متعهد شد که در آینده، امتیاز تشکیل بانکها و ساختمان راههای شوسه، خطوط تلگرافی و فابریک و کارخانه‌ها و غیره را به او بدهد. ناصرالدین‌شاه همچنین موافقت کرد که قطعات اراضی مورد نیاز (برای اداره این امتیازات) را مجانا در اختیار رویتر بگذارد. و کارگران لازم برای مؤسسات او را تأمین کند و منافع او را تضمین کند.

در عوض این همه عطاها، صاحب امتیاز که از پرداخت هر گونه عوارض گمرکی داخلی و خارجی معاف بود، موظف بود که فقط 15 الی 20 درصد از سود خالص مؤسسات مربوطه را به دولت ایران بپردازد.

در حقیقت، شاه با واگذاری این امتیازات به رویتر، تمامی ثروتهای طبیعی کشور، امور واردات و صادرات، و امور بانکی را برای مدت هفتاد سال به انگلیسی‌ها واگذار می‌کرد.

لرد کرزن Curzon سیاستمدار انگلیسی نوشت: «، هنگامی که این امتیاز نامه منتشر شد، آن را به‌مثابه واگذاری کامل و خارق‌العاده تمام ذخائر صنعتی کشور به خارجی‌ها ارزیابی کردند».

این قرارداد حتی در میان درباریان شاه هم با خشم و اعتراض روبه‌رو شد. اقشار مردم هم نسبت به آن اعتراض کردند... به‌نحوی که شاه مجبور شد لغو این امتیازنامه را اعلام کند.

استعمار دست برنمی‌دارد.
1268 شمسی: 1889 میلادی: انگلیسی‌ها به بهانه جبران خسارت به‌خاطر لغو امتیازنامه رویتر، شاه را تحت فشار قرار دادند که امتیاز بانک شاهنشاهی را به بارون رویتر واگذار کند.

بانک شاهنشاهی:
مدت این امتیاز شصت سال بود و حق انحصاری انتشار اسکناس، در سراسر ایران، به این بانک داده شد. درآمدهای کشوری ایران و عوارض گمرکی و غیره، تماماً در حساب جاری بانک انگلیس وارد می‌شد. این بانک امور ضرابخانه را هم در دست داشت و نرخ قیمتهای خارجی را تعیین می‌کرد. این بانک که در تمام شهرهای بزرگ ایران شعبه‌ ایجاد کرد، عملاً کار یک بانک دولتی ایران را انجام می‌داد، و از حقوق کامل سازمان دولتی ایران برخوردار بود، در لندن اداره می‌شد و از قوانین ایران پیروی نمی‌کرد!

بانک شاهنشاهی ایران در ازای همه امتیازی که گرفته بود، فقط شش درصد از سود خالص خود رو به دولت ایران می‌پرداخت. در حقیقت این بانک بر قلب و شریان مالی و اقتصادی چنگ انداخته، و مهمترین سلاح برای اسیر کردن ایران در چنگ استعمار انگلیس بود.

ادامه‌ی سیل امتیازات به دولت انگلستان
امتیاز دیگر: 1267 شمسی: 1888 میلادی: شرکت انگلیسی برادران لینچ، امتیاز کشتیرانی در رود کارون را به دست آورد.

سال 1269: امتیاز خرید و فروش و تهیه تنباکو و توتون در سراسر ایران به شرکت انگلیسی تالبوت واگذار می‌شود.

مخالفت با اعطای این امتیاز باعث جنبشی مردمی در ایران شد که ناصرالدین‌شاه را مجبور به لغو آن نمود، انگلیس به‌عنوان غرامت، ایران را مجبور به دریافت پانصدهزار لیره استرلینگ وام از بانک شاهنشاهی کرد و در مقابل آن، عایدات گمرکات جنوب ایران را در اختیار انگلیس بگذارد.

سال1280 شمسی، 1901 میلادی: امتیاز بهره‌برداری انحصاری منابع نفتی سراسر خاک ایران، باستثناء مناطق شمالی برای مدت 60 سال، به ویلیام ناکس دارسی تبعه انگلیس واگذار شد.

این عمده‌ترین ثروت کشور ایران بود. که شامل نفت سه چهارم خاک ایران می‌شد. این امتیاز در مقابل پرداخت مبلغ ناچیزی، یعنی مبلغ 20 هزار لیره استرلینگ آن هم پس از شروع بهره‌برداری، به انگلیس داده شد.

به این ترتیب میزان سرمایه‌گذاری استعماری انگلیس در ایران 9.6(نه میلیون و ششصدهزار) لیره انگلیس بود. این تنها یکی از طرفهای استعمارگر ایران بود. مهمترین طرف استعماری بعدی، روسیه تزاری بود. استعمارگرانی که می‌خواستند به خوان یغمای سرمایه‌های مردم محروم ایران که توسط شاهان قاجار گسترده می‌شد چنگ بیندازند. شرح دردآلود این خیانتها و دست اندازیها را باید بدانیم تا به علت برپا شدن آتش جنبش مشروطه بهتر پی ببریم.

۱۳۹۵ شهریور ۱۳, شنبه

مرز بندی با جنایتکاران

 خبری که در نشریۀ هیل "نشریۀ کنگره آمریکا" از خانم کلینتون ،مبنی بردرخواست خانم کلینتون از سناتور های دمکرات  برای تحریمهای بیشتر  رژیم ملایان بود  وهمچنین خبری در چند روز گذشته از باهنر عضو هیئت رئیسۀ مجلس ملایان مبنی براینکه  تا زمان سپری شدن ریاست جمهوری آقای اوباما ، دولت مردان  ورهبران ایران نباید فرصت را از دست بدهند!!! اگر خبر مربوط به "در خواست خانم کلینتون"  را در کنار "درخواست باهنر" قرار داده شود تنها یک نتیجه می توان گرفت که در رفراندم ماههای آیندۀ ریاست جمهوری آمریکا چه خانم کلینتون از جناح دمکرات و چه آقای ترامپ از جناح جمهوری خواهان  به کاخ سفید برسد بیش از یک نتیجه عاید ملایان نخواهد شد وآن سیاست جدیدی است که متفاوت با ریاست هشت سالۀ آقای اوباما در رابطه با ملایان  خواهدبود ودلیل آنهم ثمر بخش نبودن سیاست مماشات  و استحالۀ رژیم بوده است وبس!!   وخبرهای چند روز گذشته "ملاقات  آقای کری با الجبیر" و سخنان کری والجبیر  در رابطه با ایران  نه تنها تامل برانگیز بودبلکه صحت نوشتار بالا را اثبات میکند !! وهم از برآیند خبرها وعکس العمل های  ضد ونقیض رژیم ،چنین فهمیده میشود که ملایان در باتلاقی  گیر کرده اندکه با هر تلاش وتقلا ، بیشتر به  قعر باتلاق فرو میروند!! وراه نجاتی متصور نیست!! و به قول "آخوند رفسنجانی" دیگر دنیا  به آن سمت نمی رود معنی حرف این جانی  به غیر این نیست" باید استحاله شویم!! ودخالت در سایر کشورها  وتروریسم و... دوره اش به پایان رسیده" در همین راستا اساس سیاستهای داخلی ملایان وسیاستهای غرب وآمریکا ، هم نمایندگان مجلس آخوندی خارجه نشین وبخشی از اصلاح طلبان داخلی و خارجی و آقای کدیور، علاوه بر محکوم کردن  جنایتهای سالهای 60  و67 ، نظر فقهی خمینی دجال را زیر سوال میبرد ومرز خودشان را با جنایت وخیانت  روشن میکنند !! این است دوران وسرفصلی که آغاز شده  وتا سرنگونی جنایتکاران ، سربا ایستادن ندارد وخون پاک ومطهر 30 هزار سربدار در رگهای تک تک ایرانیان جاری وساری  و در جوشش وغلیان است وتا نابودی  ریش وریشۀفقیهان ادامه خواهد یافت ، و امروز برای همۀ  افراد وگروه های سیاسی مرزبندی ها "در قبال جنایتکاران " در روشنترین صورت را الزامی ، وزمان یکی  به نعل ویکی به میخ ودوران سیاستهای غیرعلنِ همسو با قاتلان 67  وهمزمان از آخور وتوبره خوردن  و اپوزیسیون  نمایی کردن  و بازی سیاست 80 .20 وزارت جنایت وخیانت در داخل و خارج به سر آمده وفردا خیلی دیر خواهدبود
رضا قبرسی 13/6/95     

۱۳۹۵ مرداد ۲۹, جمعه

سرنگونی ،برجام واستحاله


آنچه بدیهی است در جریان گوادلوپ تصمیم اربابان به بردن شاه " طبق اعتراف رئیس جمهور وقت فرانسه" وآوردن خمینی از حجره ها وغارهای نجف ،فقط فقط  با ماموریت به آشوب کشیدن خاورمیانه وترویج تروریسم وتقسیم کشورهای خاورمیانه به کشورهای کوچک وبر باد دادن سرمایه های مادی ومعنوی این کشورها  وهموار کردن راه در جهت  منافع خاورمیانه  بزرگ ودر داخل ایران هم قتل عام انقلابیون  وبانابود کردن تمامی سرمایه ها و هستی مردم ، مواجهه کردن با بحرانهایی که این مردم تا دهها سال با آن درگیر باشند" بحران زیست محیطی وبی آبی،بحرانِ اقتصادیٍ رکود ترورمی ،بحران های اجتماعی با میلیونها حاشیه نشین وصدها هزار کارتون خواب ودهها میلیون زیر خط فقرومیلیونها نفربه اقرارخودشان زیر خط مرگ و اعتراف دیروز ربیعی وزیر کار شیخ بنفش ومعاون وزارت جنایت وخیانت اطلاعات  بیست سی ساله ملایان : "میلیون‌ها کارگر ایرانی بدون قرارداد، حاشیه‌نشین و بی‌پناه هستند" واعتراف روز گذشتۀ  معاون وزیر بهداشت با نام علی اکبر سیاری : "در حال حاضر ۳۰ درصد مردم کشور گرسنه اند و نان خوردن ندارند " واینها  نشان می دهد که ملایان هیچ قصوری در وظیفۀ محوله نداشته اند وماموریت  خودشان را به نحو احسن به پیش برده اند واگر امروز خامنه ای وسپاه وهمفکرانشان اصرار بر استمرارآشوب کشاندن وتشکیل ارتش آزادیبخش شیعه برای جنگ در عراق وسوریه ویمن به فرماندهی قاسم سلیمانی "العربیه 18 اوت"  رادارند واگر نتوانندبه این وظایف  محوله در گوادلوپ را استمرار بخشند این به این معنی خواهد بود که تاریخ مصرف این دار ودسته برای اربابان تمام شده واحتیاجی به اینان ندارند وباید عرصۀ حکومت را واگذار نمایند!! واز طرفی جناح به اصطلاح رفرمیست رژیم به آنچه گفته شد کاملا واقف است برای همین در مذاکرات اتمی "برجام"به توافقاتی در مورد تروریسم سپاه قدس  ودخالت نکردن در سایر کشورها ورعایت به ظاهر حقوق بشر  ودست برداشتن از پول شوئی وحمایت مالی از تروریستهای حزب الله لبنان ومزدوران عراقی وحوثی ها و... به توافق رسیده بودند که آمریکا خواستار به عمل در آمدنشان را کرده "خبر در خواست مذاکرۀ کری در مورد منطقه" وهم از روزی که آقای اوباما به کاخ سفید قدم گذاشت نوشتن نامه به خامنه ای وپیغام  برای مذاکره واستحالۀ  حکومت فقیهان  در دایرۀ منافع دمکراتهای آمریکا واورپا برای ماندگاری ملایان در خفا وعلن  بوده اند
 در این راستا و در شرایط رکود تورمی حاکم برجامعه که  فقط  لازمه اش  سرمایه گذاری خارجی  ومهیا کردن شرایط داخلی از نظر قانونی است!!  آیا شیخ بنفش وجناحش قدرت تغییر قانون ، منطبق  با عرف سرمایه گذاریها در دیگر مناطق جهان را می تواند هموار کند؟!!به عبارتی دیگر در طی سالیان ،سپاه 70 تا 80 در صد اقتصاد کشور را چه به بصورت مستقیم  ویا غیر مستقیم  در سلطه خود داشته  ودارد آیا  می توانند این خان یغما را از دست سپاه بگیرند؟!! وآنان رابه رقابت سالم با شرکت های سرمایه گذار خارجی  وادار کننداین هم بعید به نظر می رسد وهم پاسداران به هیچ وجه ممکن ، قادر به رقابت با سرمایه گذار خارجی نیستند!!!اما جنگ گرگها در داخل هم تمامی فرصتهای ممکن را سوزانده است والان  جناح خامنه ای وسپاه ،توان ادامۀ سیاستهای تنش آفرین وتروریسم در منطقه را ندارند چون با در آمد بیست  تا سی میلیارد دلار سالانه که حتی قادر به پرداخت یارانه هاهم نیست(طبق گفته  خودشان چهارمیلیون نفر از گرفتن یارانه محروم شده اندشما بخوانید بیست یا سی میلیون ،چون هر کس بپرسد چرا یارانه منو قطع نموده اید حتما خواهند گفت شما جزء آن چهار میلیون نفر هستی!!) ومخارج جنگ در سوریه وعراق  ولبنان و... با این در آمد امکان پذیر نیست ومجبور به نرمش قهرمانه های دیگری  تا روز (ر) ادامه خواهد یافت وحتی دادن فرودگاه همدان برای بمباران رزمندگان سوریه ،اوج استیصال از تمامی جهات را بارز میکند ودر نتیجه ،بیش از یک  نتیجه حاصل دوجناح  در حاکمیت نخواهد بود به  قول آقای مسعود رجوی  اوضاع هر جوری که بچرخد به سرنگونی رژیم راه خواهدبرد
رضا قبرسی 29/5/1395    

۱۳۹۵ مرداد ۱۶, شنبه

مریم رجوی ودیدارش با محمود عباس

بعد از ظهر 9 مرداد 1395 خانم مریم رجوی با آقای محمود عباس رئیس دولت فلسطین دیدار ودر رابطه با بحرانهای منطقه ای وضرورت مقابله با بنیادگرایی وتروریسم در خاورمیانه وابتکار دولت فرانسه در  رابطه با  مسئله فلسطین  مورد گفتگو وتبادل نظر قرار گرفت  خانم مریم رجوی در این دیدار تاکید کرد که رژیم ایران منشاء تفرقه وبنیادگرایی وتروریسم در منطقه  بخصوص عراق وسوریه ویمن وفلسطین وبحرین و.. است وچون ملایان در  منتهای ضعف ، بیش از همیشه،و سالیان گذشته آسیب پذیر هستند وبا همبستگی کشورهای منطقه با مقاومت می توان از شر بنیادگرایی وتروریسم ملایان خلاص شد" نقل قول از سایت های مقاومت" ،آنچه  که  از خانم رجوی نقل شد مبین حقیقتی است که اگر رژیم ملایان سرنگون شود دولت جنایتکار بشار اسد دیگر کمک های  میلیارد دلاری ونظامی وتسلیحاتی ونیرویی را نخواهد داشت ودر نهایت یا با مذاکره وفشار بین المللی ویا  بانیروهای مقاومت مردمی در طی بعد از 5 ،6 سال ،به حکومت بشار اسد پایان داده میشود. در عراق هم بیش از سی ودو هزار حقوق بگیرمزدور نیروهای عراقی  از ملایان (اسناد انتشار یافته با ذکر اسامی وشماره حساب ودریافت ماهیانه هر کدام )سازمان دهی شده توسط سپاه قدس، بعد از نبود رژیم ملایان ، مجبور به تفاهم با دیگر قومیت ها ومذاهب  در یک پروسه فرا رو خواهند بود وعراق  می تواندبا پرنسیب ها ونرم های سیاسی ومدنی دمکراتیک ، حافظ یکپارچگی اش باشد، وحوثی دریمن ، در نبود  کمک های مالی وتسلیحاتی ونظامی ملایان مجبور به رعایت نرم های سیاسی وحقوقی، در یک نظام دمکراتیک خواهند بود  وتمامی مسائل منطقه ای دیگر ، از جمله بحرین وافغانستان در یک پروسۀ حل وفصل دمکراتیک به جریان خواهد افتاد وحزب الله لبنان که در این دهه ها از حمایت های میلیاردی  در جهت خواسته های ملایان عمل کرده ومیکنند مجبور خواهند شددر یک مشارکت  دمکراتیک حقوق سیاسی  ومدنی تمامی مذاهب وگروه های سیاسی را درعمل به رسمیت  شناخته و در نظامی دمکراتیک  به حل وفصل مسائل  ومنافع ملی کشورشان بپردازند وتروریسم  واِفرادگرایی منطقه ای که فقط  در جهت منافع خاورمیانه بزرگ است با سرنگونی ملایان به سمت  وسوی منافع خلق های منطقه تغییر مسیر خواهد داد قابل ذکر است که ماموریت ملایان از طرف اربابان خاورمیانۀ بزرگ و ملایان به ظاهر حامی فلسطین وقدس، مسئلۀ فلسطین و تمامیت منطقه خاور میانه را در جهت منافع اربابان خاورمیانه بزرگ سوق دادن بوده است!! اما رهبر خلق فلسطین محمود عباس وخانم رجوی با اشراف به این واقعیت ها وحل وفصل تمامی مسائل خاورمیانه ،و سوق دادن آنها در سمت وسوی منافع تمامی خلقهای منطقه، از جمله مشکل دوکشور مستقل اسرائیل وفلسطین  وبه دور از خشونت  ، از دید سیاست مداران واقع گرا، منطقه را بسوی  منافع تمامی خلقها سمت وسو میدهد ،گفتنی است در همین رابطه جنبش فتح خطاب به شیخ الاسلام ودیگر مقامات ایران را "خائنان به آرمان فلسطین"دانسته وتاکید میکند"ما از آنها جز خیانت، پشت پا زدن به ارزش‌ها و پافشاری بر حمایت از کودتاگران در فلسطین ...... چیز دیگری ندیده‌ایم".  
رضا قبرسی 5/8/2016

۱۳۹۴ بهمن ۲, جمعه

روحانی رئیس جمهور رژیم رکوردار اعدام ، نباید در سرزمین حقوق بشر پذیرفته شود

روحانی رئیس جمهور حکومت اعدام ودار به ویژه اعدام نوجوانان  واز حامیان تروریسم جهانی و کشورهای منطقه در عراق وسوریه وبحرین یمن و....با حمایت از بشار اسد جنایتکار باعث ویرانی سوریه وکشته شدن صدها هزار نفر  ودر حمایت مادی وتسلیحاتی از حزب الشیطان در لبناندر سال ۱۹۸۲، ۹۲ شهروند خارجی در لبنان ربوده شدند که ۲۵ تن از آن‌ها آمریکایی بودند در سال ۱۹۸۳، سفارت آمریکا در بیروت از سوی حزب‌الله طی عملیاتی برنامه ریزی شده از سوی نظام ایران، منفجر شد. این انفجار به کشته شدن دستکم ۶۳ تن در سفارت انجامید. در سال ۱۹۸۳، همزمان با انفجار پایگاه نیروهای تفنگدار آمریکایی، پایگاه نیروهای فرانسوی در بیروت توسط حزب‌الله منفجر شد که به کشته شدن ۶۴ غیر نظامی و نظامی فرانسوی انجامید.وتسلیح مزدوران شیعه در عراق ویمن و بحرین  وبمبگذاری تفنگدارن ومحل استقرار نیروهای آمریکایی در خٌبرعربستان  وهم در آرژانتین وترور مخالفان در خارج کشور،ترور کاظم رجوی برادر مسعود رجوی در ژنو، وآقای نقدی نمایندۀ شورای ملی مقاومت در ایتالیا وترورمجاهد خلق زهرا رجبی در  ترکیه و در سال ۱۹۸۹ عبدالرحمن قاسلمو دبیرکل حزب دموکرات کردستان- ایران و معاونش عبدالله قادری آذر در وین ترور شدند. در سال ۱۹۹۱ نیروهای سپاه پاسداران ایران اقدام به ترور شاهپور بختیار آخرین نخست وزیر ایران در زمان شاه کردند که در این عملیات یک نیروی امنیتی و یک زن فرانسوی هم کشته شدند. در سال ۱۹۹۲ ایران محمد صادق شرافکندی دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران و سه تن از معاونانش با نام‌های فتاح عبدلی، همایون اردلان و نوری دهکردی ترور شدند.در سال ۲۰۱۱ ایالات متحده آمریکا عملیات ترور سفیر سعودی در واشینگتن را خنثی کرد. دست داشتن نظام ایران در آن عملیات ثابت شد. در دادنامه قضایی صادره از دادگاه فدرال نیویورک، نام دو شخصی که در این عملیات دست دارند مشخص شد که یکی از آن‌ها منصور ارباب سیر است که به ۲۵ سال زندان محکوم شد و دیگری غلام شکوری افسر سپاه پاسداران است که در ایران حضور دارد و از سوی دستگاه قضایی آمریکا تحت تعقیب است.اینجا
گزارش‌هایی از آلمان، ایتالیا، دانمارک و بلژیکاینجا
ریموند فولکو نماینده پیشین پارلمان کانادا، سفر آخوند روحانی به فرانسه و جنایات صورت گرفته توسط دژخیمان رژیم در دوران روحانی را محکوم کرد.

ریموند فولکو نماینده پیشین پارلمان کانادا طی پیامی در محکومیت سفر آخوند روحانی به پاریس، گفت: «اخبار دیدار حسن روحانی از فرانسه بیش از یک فریبکاری است. (روحانی کسی است که) حمایت بی‌قید و شرط خود را از بشار اسد با فرستادن سربازان (رژیم) ایران به سوریه اعلام کرده است. این فرد که توسط رسانه‌های غربی به‌عنوان مدره معرفی می‌شود، از زمان رسیدنش به ریاست‌جمهوری در سال 2013 بیش از 2000 مرد و زن حلق‌آویز و اعدام شده‌اند. 960نفر در سال 2015 اعدام شدند

رئیس‌جمهور (رژیم ایران) به پاسداران دستور داده است، به مقاومین کمپ لیبرتی که زنان و مردانی بدون وسایل دفاعی هستند، حمله کنند. به‌نام آزادی در ایران، ما از روحانی می‌خواهیم سیاست دخالت در کشورهای دیگر را رها کند، همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را که توسط رژیم بازداشت شده‌اند آزاد کند، به آزادی بیان مردم ایران احترام بگذارد، فعالیتهای احزاب سیاسی اپوزیسیون در ایران را به‌رسمیت بشناسد. اینها شرایطی هستند که هر رئیس کشوری باید برای بهروزی و افتخار مردم خودش به آن احترام بگذارد.

۱۳۹۴ دی ۲۵, جمعه

سرنگونی وبحران نفتی واقتصادی

سایت رسمی اوپک، روز چهارشنبه 23 دی گزارش داد قیمت سبد نفتی این سازمان روز سه شنبه ۲۲ دیماه به ۲۵ دلارسقوط کرد ، گزارش سایت رسمی اوپک افزوده: متوسط تولید نفت اضافی در جهان طی سال گذشته به ۱ میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه در روز رسیده است که طی ۳۰ سال گذشته بی سابقه است و انتظار میرود این رقم در سال جاری نیز تا ۷۰۰ هزار بشکه افزایش یابد (سایت همبستگی ملی23دی94)
لازم به ذکر است با اشباح بازار نفت ،وبااضافه تولید تزریقی به بازارنفت،رژیم باید تا حداقل 5 دلار زیر قیمت حراج کند  تا بتواند بفروشد و این واقعیت که برای تولید هربشکه ،هزینۀ نفت تا 12 دلار است وبا فروش یک میلیون (با بیش از یک میلیون بشکه صادرات ودو میلیون بشکه مصرف داخلی  بخاطر تعمیر ونگهداری نکردن چاه ها در سالیان گذشته ممکن به نظر نمی رسد)بشکه در روز با کسر هزینۀ تولید ،برای ملایان هر بشکه در بهترین حالت ممکن8 دلار یعنی" روزانه 8میلیون دلار " ودر ماه "240 میلیون دلار" ودر سال  "2میلیارد و880هزار"میشود اگر در بهترین وخوشبینانه ترین حالت ممکن این رقم  را دوبرابر " 6 میلیارد دلار" در نظر بگیریم حاکمانی که در دو سال پیش هر سال بین  "120 تا140  میلیارد  دلار"  در آمد نفتی، نتوانسته مشکلات ابتدایی جامعه را حل کنند و با درآمد  "3 ویا حتی 6 میلیاردی" حتی کفاف یارانه ها ی نقدی هم مقدور نیست تا برسد به حقوق کارمندان ودیگر چرخ های کشور!!!
 پس با یک نگرش ساده در سال پیش رو ، نه تنها دولت ضد مردمی مجبور به قطع یارانه ها ،بلکه از توان پرداخت حقوق کارمندان هم عاجز خواهد شد البته تا بحال هم اگر توانسته  با چاپ اسکناس بدون پشتوانه مشکل را از امروز به فردا واگذار نماید در مدت دوسال شیخ بنفش ، نقدینگی در جامعه را به دو برابر افزایش داده و تورم ورکود حاکم بر جامعه  به هیچ وجه با ماهیت ضد انسانی این رژیم قابل حل نیست وهم اگر جنایتکاران حاکم در دو ماه آینده در  "بحران انتخابات " به هر نحو ممکن بتواند بر بحران غلبه نماید که خیلی بعید به نظر می رسد واحتمال فوران خشم مردم ،ریش وریشۀ جنایتکاران را بسوزاند زیاد است .واگر بتوانند بحران انتخابات را، بقول خودشان مدیریت کنندبرای غلبه بر بحران های پیش رو، چشم به پولهای بلوکه شده دارند تا تاخیری هرچند کوتاه ، برای رفتن به زباله دان تاریخ باشد وبا اجراء برجام ، پول های بلوکه شده اولا آنقدر نیست که بتواند مشکلات لاینحل جنایتکاران حل کند در ثانی آنچه مسلم ومسجل است دادن  پولهای بلوکه شده نه یک جا بلکه قطره چکان خواهد بود وآن هم شکر خوری زیادی در قبال ارباب ودولت های منطقه را طلب می کند
 واگر این پیش بینی درست باشد در سال آینده  کارد به استخوان  بیش از نود در صد مردم خواهد رفت ومردم گرسنه چاره ای جز ایستادگی وفرستادن رژیم جنایتکار حاکم به زباله دانی که 37 سال دیرکرد داشته است ندارند!!            


رضا قبرسی 15/1/2015